Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

(حضرت نوح (ع
 

 
 
 
     
 
   
 

داستان پیامبران

 
 

امکانات

 
 

 

       

حضرت نوح (ع)

 

نوح 
نوح در جامعه اى مى زيست كه دلها در آن تيره و فساد چيره و بت پرستى رايج و ستم و بهره گيرى و استثمار، متداول بود. ثروتمندان در فساد خويش ‍ غوطه ور بودند و ناتوانان و مسكينان ، در جان كندنى سخت ، روزگار مى گذرانيدند! خداوند به نوح فرمان داد كه به پيامبرى ، اين مردم را هدايت كند. نوح ، زبانى فصيح و منطقى قوى و بيانى گرم داشت و سخت بردبار و شكيبا بود.
او، به فرمان خدا، به دعوت و ارشاد پرداخت :
- اى قوم من ، تنها الله را بپرستيد. چرا غير او را به پرستش مى گيريد؟ اگر ايمان نياوريد، من بر شما از شكنجه روزى سخت هراسانم .
او همچنان به دعوت خود ادامه مى داد و در اين راه ، با اميدوارى و تحمل بسيار، با سختيها و ناملايمات روبه رو مى شد و از فصاحت و بلاغت خويش در راه ابلاغ رسالت خود سود مى برد.
در اين ميان ، برخى مسكينان و مستضعفان ، رفته رفته به سخنان او مايل شدند و دعوت او را اجابت كردند. اما ثروت اندوزان و دنيا پرستان كه زمزمه هاى توحيدى نوح را خطرى براى منافع خود تلقى مى كردند، عناد و مقاومت ورزيدند و ظلمت گمراهى را بر نور هدايت رجحان نهادند و از اين بالاتر، نوح و پيروانش را به باد استهزا گرفتند:
- ما تو را جز بشرى مانند خود نمى بينيم و جز پست ترين مردمان به تو نمى گروند. تو و پيروانت را هيچ برترى بر ما نيست و جز مشتى دروغگو نيستيد.
در برابر مقاومت آنان ، نوح ايستادگى مى كرد و به ياران و پيروان خود تشكل مى داد.
نوح براى گذران زندگى خويش ، نجارى مى كرد(18) و در همان حال ، در ابلاغ رسالت خود، از شما مزدى نمى خواهم ، مزد مرا تنها خداوند مى دهد. نيز نمى گويم فرشته ام تا بگوييد: تو جز بشرى مانند من نيستى . ادعاى علم غيب هم نكرده ام تا مرا تكذيب كنيد. من تنها شما را به خداوند يكتا، به نيكى و پاكى و اخلاق ، فرا مى خوانم . پس چرا ايمان نمى آوريد، چرا بر نادانى خود اصرار مى ورزيد؟
آنان گستاخانه و بى پروا، پاسخ مى دادند:
- اگر چنان كه مى گويى ، خواهان رستگارى و هدايت مايى ، اين مردمان پست و پيروان دون را از خود دور كن . ما نمى توانيم ياران و همعقيده آنان باشيم .
- چرا از من مى خواهيد با ياران مؤ من خويش ترك مراوده كنم ؟ من كسى نيستم كه اين مؤ منان را از خود برانم .
نوح ، سالها و سالها، با تحمل همه مصائب و ريشخندها و آزارها، به نشر دعوت و تبليغ پرداخت . تا اينكه سرانجام ، آن مردم گمراه ، به يكباره اميد نوح را به ياس مبدل كردند و آن پيامبر خدا را بر سر راهى بدون بازگشت قرار دادند:
- اى نوح ، ديگر بس كن و از اين بحث و جدال مكرر خود با ما دست بدار. مگر نمى گويى كه اگر ما ايمان نياوريم دچار عذاب الهى خواهيم شد؟ اكنون كجاست آن عذاب الهى كه وعده مى دادى ؟
وقتى بى شرمى را به نهايت رساندند و آن پيامبر بردبار الهى از خود نااميد كردند، نوح ، قوم خويش را نفرين كرد:
- پروردگارا، از اين كافران يك نفر بر زمين مگذار! (19)
خداوند امر فرمود تا نوح به كمك ياران اندكش ، كشتى بسازد. نوح نقطه اى را بر خشكى و دور از دريا انتخاب كرد و از تنه درختان ، با زحمت بسيار، تخته هايى فراهم آورد و با ابزار ابتدايى روزگار خود، ساختن كشتى را آغاز كرد.
از همان آغاز، تمسخرها و ريشخندها شروع شد. هر روز دسته اى از كافران مى آمدند و او و يارانش را كه سخت سرگرم كار بودند، به باد استهزا مى گرفتند:
- اى نوح ، بهتر نبود فكر يك دريا هم در همين نزديكيها مى كردى ؟ آخر كدام ديوانه اى در خشكى و دور از دريا يك كشتى به اين بزرگى مى سازد؟
- لابد گاوهايى كرايه كرده است كه اين كشتى را به دريا خواهند برد!
- شايد هم دريا را به اينجا خواهد آورد!
حتى فرزند خود او كه جذب جامعه كافران شده بود، در مسخره كردن پدر، با آنها همراه بود. اما نوح ، بردبار و استوار، به اين ياوه گوييها و هرزه دارييها اعتنا نمى كرد و به كار خود ادامه مى داد.
سرانجام ، كار ساختن كشتى بزرگ به پايان آمد و از جانب خداوند به نوح فرمان رسيد كه اينك با خانواده خويش و همه گرويدگان و مومنان به كشتى درآى و از هر حيوانى يك جفت (نر و ماده ) با خود ببر، كه لحظه عذاب ما در رسيده است .
نخست از تنورى در خانه يكى از مومنان ، آب فرا جوشيد و همه مومنان به فرمان نوح به كشتى در آمدند. آنگاه هوا تيره و تار شد و طوفانى سهمگين برخاست و بارانى سيل آسا و تند در گرفت و آب بر سطح زمين جريان يافت و كم كم بالا ايستاد و كشتى اندك تكان خورد...
وحشت همگان را فرا گرفت ؛ هر كس سراسيمه به سويى مى گريخت . كم كم موج ها انبوه شد و هنگامه اى برخاست .
نوح كه از كشتى مى نگريست و تسبيح خدا مى گفت ، فرزند خويش را ديد كه از امواج به بلندى ها مى گريخت . فرياد برآورد:
- پسر گمراه كه هنوز گريبان از طوفان غرور نرهانيده بود، به پاسخ بانگ برداشت :
- مرا به كشتى تو حاجتى نيست ، بر ستيغ كوهى فرا خواهم رفت و از غرق شدن در امان خواهم ماند.
اما در همان هنگام امواج بالاتر آمد و آب ، كشتى را بر سر گرفت و هر چه جز كشتى به زير آب رفت . نوح كه خود شاهد غرق شدن پسر بود، سخت دلتنگ شد و از روى مهر پدرى ، گله آغاز كرد:
- خداوندا، تو خود وعده داده بودى كه مرا و خانواده ام را از عذاب در امان نگه دارى . اينك اين فرزند من است كه غرق مى شود.
خداوند فرمود:
- اى نوح ، او ديگر از خاندان تو نيست و عملى نا صالح است . او با بدان پيوست و خاندان نبوتش گم شد. زنهار بر آنچه كه ژرفاى آن از تو پوشيده است ، درنگ مكن و خود را در گروه جاهلان ميفكن . ما تنها به نجات مومنان وعده داده بوديم .
نوح بى درنگ از خداوند پوزش خواست و هم به او پناه برد:
- پروردگارا، به درگاه تو پناه مى آورم و از اينكه چيزى را درخواست مى كنم كه نمى دانم ، پوزش مى طلبم ؛ اگر بر من رحمت نياورى ، از زيانكاران خواهم بود.
فرداى آن روز، هنگامى كه سر نشينان كشتى سر از خواب برداشتند و بر عرشه ، فراز آمدند؛ طوفان فرو نشسته بود و كشتى در زير پرتو آفتابى زرين ، بر امواج آرام و آبى و شفاف ، غوطه مى خورد و آهسته آهسته با نوازش ‍ نسيم پيش مى رفت .
مدتى بعد آبها نيز در دل زمين فرو رفت و كشتى سالم همراه سرنشينان خود بر فلات كوه جودى نشست . نوح و ديگر ياران او دوباره قدم به خاك نهادند: حيوانات غير اهلى را در بيابان يله كردند و همگان ، با همگنان ، زندگى تازه اى را بر روى زمين آغاز كردند. (20)

 

صفحه قبلی

فهرست

صفحه بعدی

 
 

نظرات و پیشنهادات

 

خواهشمندم نظرات و پیشنهادات خود را جهت بهبود هر چه بیشتر برنامه ها ومحتوای سایت برای اینجانب در این قسمت مطرح فرمایید.

(نام (فارسی

در مورد کدامیک از مطالب سایت نظر میدهید؟

خواهشمندم فقط فارسی تایپ کنید

در صورتی که مایل به دریافت جواب در آف لاین یاهو مسنجرتان هستید بعد از گذاشتن ایمیل خود این قسمت را علامت بزنید.

(Yahoo) E-Mail

 

 

برای مشاهده نظرات و پیشنهادات دوستان دیگر میتوانید اینجا را کلیک کنید.

 

برای استفاده از برنامه های رادیو، تلویزیون حتما باید توسط InternetExplorer  سایت را مرور کنید:

 

شبکه تلویزیونی قرآن

 
 

 

شبکه اینترنتی لبیک

 
 

 

رادیو قرآن

 
 

 

رادیو معارف

 
 

 

       
   
     
 

 

طراح قالب و مدیر سایت : کاظم فرج الهی
kazem.farajollahi@Gmail.com