Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

(حضرت صالح (ع
 

 
 
 
     
 
   
 

داستان پیامبران

 
 

امکانات

 
 

 

       

حضرت صالح (ع)

 

صالح 
بى مهار و بى جل ، كنار صالح ايستاده بود و نوباوه اش ، آنسوتر. با چشمانى زلال و زيباتر و نگاهى نجيب و آرام و معصوم و با اندامى به هنجار شتران ديگر اما بزرگتر و درشت استخوان تر و با پشم و كركى به نرمى پرنيان كه جز زير شكم و خطوط پيشين گردن ، سراسر بدنش را پوشانده بود.
و با رنگى شگرف : آميخته اى از شنگرف و زيتون و كهربا همراه با سايه واره اى از رشته هايى روشن كه چون كلاف نور، از تيره پشت به زير شكم كشيده شده بود و در طيفى ملايم ، هر چه از كوهانه به شكم نزديكتر مى شد، بيشتر رنگ مى باخت . شتر بود اما با چشمان آهو و خراميدن گوزن و نجابت اسب و معصوميت بره ها.
تمام قوم ثمود(24) - كه از نه قبيله تشكيل يافته بودند - خرد و بزرگ ، دور صالح و شتر او، حلقه زده بودند و به شتر و نوباوه اش مى نگريستند و به سخنان صالح گوش مى دادند:
- اى مردم ، انيك اين ناقه اعجاز من است و بدان ، حجت خود را بر شما تمام كرده ام ، بدانيد كه اين شتر، به امر خداوند، در ميان شماست . از شير آن ، همه شما مى توانيد خورد. او، در چريدن در مراتع شما آزاد است . نيز بدانيد كه اين شتر، يك روز در ميان ، از اين آبشخور كه در كنار آن ايستاده ايم خواهد خورد و نوبت خود را پاس خواهد داشت . كسى متعرض چريدن و آب نوشيدن او نشود كه خداوند ناخشنود خواهد شد. بارى اين ناقه ، آيتى براى شماست ، ابتلاى شماست ، آزمون شماست . زيرا كه پيامبرى مرا انكار كرديد و از من معجره خواستيد. اينك اين معجزه و اين حجت . مبادا گزندى به شتر برسد، كه اگر چنين كنيد، دچار عذاب خداوند خواهيد شد.
در همان جا كه قبيله عاد (قوم هود) روزگارى مسكن داشتند و بر اثر كفر و سركشى و عناد به خاك هلاك افتاده بودند، ثموديان (قوم صالح ) جاى گرفتند. اينان نيز به راه پيشينيان رفتند: كاخها ساختند، باغها آراستند، كشتها افزودند، آبها جارى و دامها تربيت كردند. سرزمينشان به بار و بر نشست و زندگانيشان به ناز و نعمت گذشت . با اين همه ، درست مانند پيشينيان ، بت پرستى را پيشه خود ساختند و به جاى تفكر و تامل درباره آفريدگار يگانه جهان و پرستش و نيايش او، راهپويان ره شرك شدند!
براى ثموديان نيز، خداوند صالح را به رسالت فرستاد. او هم مانند هود از بزرگان قوم خويش بود و از خردمندان و دانايان به شمار مى رفت . صالح چنان كه بايسته است ، ابلاغ رسالت را آغاز كرد: گاه به لطف و نرمى ، گاه با محاجه و استدلال ، گاه با بيم دادن از عذاب خداوند و گاه با ترغيب به پاداش او.
صالح چندان در دعوت خويش كوشيد كه سرانجام عده اى از دانايان و بى غرضان به او روى آوردند و رسالت او استنكاف ورزيدند و بر عقايد پيشين خود پاى فشردند. اما در همان حال كه بر عصيان و مجادله خود مى افزودند، مى ديدند كه پيروان صالح روز به روز بيشتر مى شوند و شمار كسانى كه او را مرشد و رهبر خويش تلقى مى كنند پيوسته افزون مى گردد. از اين رو، از يك طرف ديگر از ترس زوال قدرت و جاه و جبروت خود و از طرف ديگر براى اثبات ناتوانى صالح و بى اعتبار ساختن او، خواستار معجزه اى شده بودند. معجزه صالح ، شتر او بود.
مدتى گذشت و رفتار شتر به همان گونه بود كه صالح گفته بود. يك روز به آبشخور مى رفت و روز ديگر نه . معجزه ثابت شده بود و صدق مدعاى صالح مسلم . هم بر توجه قوم افزوده شده بود و هم بر حيرت و وحشت مستكبران نافرمان . از اين رو، انجمنها بر پا شد و چاره ها انديشيده شد. از ميان آن جباران ، يكى مى گفت :
- كار بدتر شد؛ بردگان گروه گروه به او مى پيوندند.
ديگرى مى گفت :
- رفتار اين شتر واقعا عجيب است . تنها در روزى كه نوبت اوست به آبشخور مى رود!
سومى مى گفت :
- ولى در عين حال ، آزادانه در مراتع ما مى چرد و كسى نمى تواند او را از چريدن باز دارد. علفى براى شتران و گاوان و گوسفندان ما باقى نخواهد گذاشت .
سران قوم ، به اتفاق ، همه راى به نابودى شتر دادند. اما هيچ كس جرات اين كار را نداشت . همه از عذاب سختى كه صالح بيم داده بود، مى هراسيدند. و روزگارى چند نيز بر اين منوال گذشت .
در آخرين نشست ، سران قوم ثمود كه هنوز به بتهاى خود دل بسته بودند و به پندهاى صالح ارج نمى نهادند، به اين نتيجه رسيدند كه تا شتر صالح ، بنياد آيين قومى آنان را فرو نريخته است ، چاره اى اساسى بينديشند.
يكى از آنان گفت : ما هر يك ، دختران بسيار زيبايى داريم كه خواستگاران زيادى دارند. از ميان اين جوانان كه دلبسته جمال و جلال آنها هستند، مى توانيم شجاع ترينها را انتخاب كنيم و شرط پيوند را كشتن شتر قرار دهيم .
اين طرح ، پس از مشورت و تبادل نظر سران قوم ، به اتفاق آرا پذيرفته شد و شرط ازدواج با دختران ، كشتن شتر قرار گرفت .
كوتاه زمانى بعد، هشت نه جوان قوى و جنگاور، هماهنگ و يكراى ، آماده شده بودند تا شتر را از ميان بردارند و به عوض ، هر يك با دختر دلخواه خود ازدواج كند.
آن روز هم شتر، در مرغزار دامنه كوهسار به چرا مشغول بود و نوباوه اش در كنارش .
جوانان ، در دو دسته ، از پس پشت و پيش روى ، به سوى شتر روانه شدند.
يكى از آنان كه از پيش روى مى رفت ، تيرى در كمان نهاد و به گردن شتر زد.
شتر در حاليكه خون از گردن بلندش بيرون مى ريخت ، به سوى تيرانداز دويد اما پيش از آنكه به او برسد، يكى از آنان كه از پس پشت حمله مى كرد، با يكضربه ، زردپى هر دو پاى او را بريد.
شتر، معصومانه ، ناله اى بلند سر داد و در ميان علفهاى انبوه مرغزار در خون خود غلتيد.
نوباوه او، از ترس سر به بيابان نهاد، چندتن به دنبال او دويدند و بقيه خود را به شتر رساندند.
پس آنگاه ، همان كس كه ضربه شمشير را نواخته بود، با نيزه به قلب شتر زد و حيوان جان تسليم كرد.
آن چندتن نيز كه به دنبال نوباوه شتر رفته بودند، نفس زنان بازگشتند و گفتند رد او را گم كرده اند.
صالح ، برافروخته و نژند و غمگين ، به پهناى صورت مى گريست و كس ‍ نمى دانست بر ستمى كه بر شتر رفته بود، مى گريست يا بر سرنوشت امت خويش كه اينك عذاب خداوند را انتظار مى بردند.
عصيان و خيره سرى قوم چنان بود كه حتى پس از پى كردن شتر، صالح را به تعجيل در نزول عذابى كه وعده داده بود، فرا مى خواندند.
صالح ، در ميان انبوه مردم كه بر سر شتر پى كرده و كشته او را جمع آمده بودند، به ثموديان گفت :
- شما تنها سه روز فرصت داريد. به خانه هاى خود درآييد و منتظر عذاب خداوند باشيد. اين سه روز، خود فرصتى است تا در گذشته و كار خود بينديشيد و به خدا روى بياوريد و توبه كنيد. هر كه ايمان نياورد، در امان نخواهد بود.
اما جز عده اى كه از پيش به او ايمان آورده بودند، كسى به سخنان او توجه نكرد و به ريشخند، خنده به لب آوردند و تمسخر كنان ، هر يك چيزى به او گفت :
آن پيامبر خدا گفت : من حجت خود بر شما تمام كردم و شما خود دانيد!
سه روز بعد، از آتش صاعقه قهر الهى ، ديارى از آن گروه ، جز صالح و كسانى كه از پيش به وى ايمان آورده بودند؛ باقى نماند.(25)

 

صفحه قبلی

فهرست

صفحه بعدی

 
 

نظرات و پیشنهادات

 

خواهشمندم نظرات و پیشنهادات خود را جهت بهبود هر چه بیشتر برنامه ها ومحتوای سایت برای اینجانب در این قسمت مطرح فرمایید.

(نام (فارسی

در مورد کدامیک از مطالب سایت نظر میدهید؟

خواهشمندم فقط فارسی تایپ کنید

در صورتی که مایل به دریافت جواب در آف لاین یاهو مسنجرتان هستید بعد از گذاشتن ایمیل خود این قسمت را علامت بزنید.

(Yahoo) E-Mail

 

 

برای مشاهده نظرات و پیشنهادات دوستان دیگر میتوانید اینجا را کلیک کنید.

 

برای استفاده از برنامه های رادیو، تلویزیون حتما باید توسط InternetExplorer  سایت را مرور کنید:

 

شبکه تلویزیونی قرآن

 
 

 

شبکه اینترنتی لبیک

 
 

 

رادیو قرآن

 
 

 

رادیو معارف

 
 

 

       
   
     
 

 

طراح قالب و مدیر سایت : کاظم فرج الهی
kazem.farajollahi@Gmail.com